تبليغاتX
فعالان مردمی حامی دکتر احمدی نژاد کاشان - توجه جهان به دکتر احمدی نژاد

توجه جهان به دكتر احمدي نژاد

پرفسور مولانا

‌مهرورزي، اعتماد به نفس، و تبحر سخنوري دكتر احمدي‌نژاد فوق العاده است. او در سخنراني خود در مجمع عمومي سازمان ملل، اين نشست جهاني را به يك دادگاه بين المللي تبديل كرد كه دادستاني آن را خود به عهده داشت. در دانشگاه كلمبيا خونسردي و متانت و گذشت او تحسين آور بود. حضور او در كلمبيا بحث و گفتماني را در مجالس و محافل فرهنگي و علمي امريكا شروع كرده است كه به عقيده من سال‌ها ادامه خواهد داشت. در ملاقات با بيش از 70 نخبه برجسته امريكايي كه قريب به سه ساعت طول كشيد، دكتر احمدي‌نژاد نقش يك استاد باتجربه و متبحر را ايفا كرد.

‌در سالهاي بعد از خاتمه جنگ جهاني دوم تا به امروز بسياري از رهبران سياسي و برجسته جهاني در نشست ساليانه مجمع عمومي از تريبون سازمان ملل سخنراني كردهاند. «نهرو» از هند، «تيتو» از يوگسلاوي، «ناصر» از مصر، «كاسترو» از كوبا، «خروشچف» از شوروي، «كندي» از امريكا و... ولي هيچ كدام نتوانستند همچون دكتر احمدي‌نژاد - رئيس جمهور ايران - توجه اقشار مردم و دولتمردان را به خود جلب كنند. خروشچف در دهه 1960 در يكي از جلسات مجمع عمومي حتي با مشتزدن روي ميز كوشش كرد توجه جهانيان را به خود جلب كند ولي نه خشم و عصبانيت او بهعنوان رهبر يك ابرقدرت و نه فرياد كاسترو بهعنوان رهبر يك انقلاب سوسياليستي و نه طنين ضد استعماري نهرو و ناصر و تيتو توانست آن انعكاس و بازتاب و تأثيري را كه سخنان دكتر احمدي‌نژاد ايجاد كرده است، بهوجود آورد.

اين قضاوت و ارزيابي من تنها مبني بر قرائت و مطالعه تاريخ روابط بينالملل و سازمان ملل نيست بلكه بيش از همه برپايه مشاهدات خود بهعنوان استاد و پژوهشگر به مدت 50سال در واشنگتن و نيويورك است. شما بايد آن روزها در صحنه حاضر مي‌بوديد تا بتوانيد هرچه بهتر وسعت و عمق درياي سياسي امروز را كه بازيگران قدرت در آن غوطهورند تشخيص دهيد. هوش و ذكاوت دكتر احمدي‌نژاد و تدبير و شجاعت و صلابت وي را بايد در چهارچوب اين تلاطم جهاني درك كرد. علاقه من به مشاهده و مطالعه جايگاه او در روابط معاصر بينالمللي تأثير آني و كوتاهمدت آن نيست بلكه اثر تاريخي، درازمدت، و مداوم آن در سطوح ملي و بينالمللي است. از زمان پيروزي انقلاب اسلامي ايران و امام خميني(ره) هيچ رئيس جمهور ايران بهاندازه دكتر احمدي‌نژاد مورد توجه جهانيان قرار نگرفته است. پس ميتوان پرسيد كه چرا دنيا به احمدي‌نژاد توجه دارد؟‌

1) نوانديشي، عدالتخواهي، و توحيدگرايي سه محوري است كه دكتر احمدي‌نژاد بر آن تكيه دارد. به عبارت ديگر، در دنيايي كه يك ابرقدرت و امپراتوري مانند شوروي سرنگون شد و يك ابرقدرت و امپراتوري ديگر مانند امريكا در آستانه افول است، در دنيايي كه رهبران آن مقابل ظلم و بيعدالتي سخن جديدي ندارند و سازمانهاي بينالمللي مقابل زورگويي و قانونشكني و جنگ سكوت اختيار كردهاند، و در دنيايي كه اغلب سران مشروعيت خود را از دست داده و مورد اعتماد مردم خود نيستند، در چنين محيطي دكتر احمدي‌نژاد پيام قابل شنيدني دارد گرچه محتويات آن به گوش و مذاق بعضي سنگين و تلخ به نظر برسد. او مسايل و موضوعاتي را در سطح بينالمللي مطرح ميكند كه ديگران از اظهار آن ابا داشته و خودداري مي‌كنند. دكتر احمدي‌نژاد دنبال ريشه‌هاي درخت اختلاف و كشمكش است و نه شاخه‌هاي آن. او نظريه‌ها، فرضيه‌ها و پيشفرضيه‌هاي حاكم بر نظام جهاني را زير سؤال مي‌برد و خواستار تأمل و تفكر در آن‌ها مي‌شود.‌

2) در دهه‌هاي 1950 و 1960 اين «تيتو» و «نهرو» بودند كه بقيه دنياي به اصطلاح سوم را با همقطاران و همفكراني مانند كاسترو و ناصر و سوكارنو و نكرومه عليه امريكا و شوروي بسيج كردند. ولي خط مبارز اين رهبران آن‌روزي دنيا را سكولاريسم، ملي گرايي، سوسياليسم و خودكفايي تشكيل مي‌داد. امروز مرزهاي روابط بينالمللي و موضوعاتي كه در دستور روز قرار گرفته است با گذشته فرق مي‌كند. نيم قرن پيش چه كسي فكر مي‌كرد كه دين و معنويات، اسلام و اديان الهي، فروپاشي خانواده، محيط زيست، انرژي اتمي، و كاهش منزلت زن، موضوعات مطرح شده در سطح جهاني و سازمان‌هاي بينالمللي را تشكيل دهد. ما امروز شاهد تشكيل يك فرهنگ مقاوت عليه سلطهگرايي هستيم. اين فرهنگ مقاومت در همه قاره‌ها در حال رشد و نمو است چيزي كه دكتر احمدي‌نژاد در سخنراني سازمان ملل خود از آن به نام «جبهه همبستگي براي صلح» نام برد. اين فرهنگ مقاومت را بهخوبي مي‌توان در فلسطين، در لبنان، در عراق و در كشورهاي امريكاي لاتين مانند ونزوئلا، بوليوي و در اقصي نقاط افريقا و آسيا مشاهده كرد. احمدي‌نژاد امروز پيشگامي در اين جبهه را بهعهده گرفته است.

3) امروز جريان سلطهستيزي در سراسر جهان يك واقعيت انكارناپذير است. جبهه همبستگي براي صلح از نظريه انسانمدار، اخلاقي، سنتگرا، و خودكفا در رشد و توسعه عدالت اجتماعي نشأت مي‌گيرد و بر محور معنويات و خداشناسي و توحيد مستقر است. فرهنگ مقاومت نيز بهدنبال احترام و عزت بشري بوده و بهدنبال گفت وگويي است كه حركات انقلاب كنوني در جهان را موجب مي‌شود. جلوگيري از جنگ و پيشبرد صلح، ايجاد گرايش عمومي بهسوي تعامل و سازشكاري و همزيستي، احترام به فرهنگ و ارزش‌ها، پشتيباني از نهاد خانواده و اجتماع، نماد و نشانه‌هاي امروزي اين فرهنگ مقاومت عليه سلطهگرايي است. فرهنگ مقاومت عليه سلطهگرايي در همه جوامع چه غرب و چه شرق، چه شمال و چه جنوب وجود دارد. چهارچوب اخلاقي جبهه همبستگي براي صلح كه فراتر از همه دولت‌ها و اقوام و ملت‌ها است بايد مدنظر قرار گرفته و پايه بسيج عمومي براي يك امنيت و توسعه و صلح پايدار باشد.

4) اصالت و نوآوري صحبت‌هاي دكتر احمدي‌نژاد همانقدر كه قدرت و مشروعيت سلطهگران و دستگاه‌هاي تبليغاتي آن‌ها را به تكاپو انداخته است، افكار و مواضع و انديشه‌هاي او نيز به همان اندازه در بين قشرهاي مختلف ملل، بهويژه گروه‌هايي كه سال‌ها تحت استعمار و استثمار بودهاند، هيجان فوقالعادهاي ايجاد كرده است. يك نگاه كوتاه به محور سخنراني او در نيويورك اين موضوع را بهخوبي به اثبات مي‌رساند: عدالت بهجاي زور و قدرت، كرامت‌هاي انساني، حاكميت خداپرستي، زورگويي و رويگرداني از خدا بهعنوان دو عامل اساسي چالش‌هاي امروزي، نقض قوانين و حقوق بينالملل توسط قدرت‌هاي بزرگ، نقض گسترده حقوق بشر توسط امريكا، فروپاشي خانواده و كاهش منزلت زن، توسعه تروريسم و اشغالگرايي توسط ايالات متحده، هجوم به فرهنگ‌هاي بومي و تحقير ارزش‌هاي ملي، گستره فقر و بيسوادي و محروميت از بهداشت در سطح جهاني، ناديدهگرفتن ارزش‌هاي متعالي، ترويج فريب و دروغ و جنگ طلبي، و خاتمهيافتن موضوع هستهاي ايران.

‌دكتر احمدي‌نژاد خواهان تحول و اصلاحات اساسي و بنيادين در نظام بينالمللي است. او معتقد است كه عدالت بهجاي قدرت بايد بر نظام بينالمللي حكمفرما باشد و بدين ترتيب وي مفاهيم و پيش فرضيه‌ها و نظريه‌هاي موجود رئاليسم يا واقعيتگرايي غرب را كه بر محور قدرت مستقر است به چالش مي‌طلبد. براي او عدالتگرايي و عدالتخواهي تنها مسير بشريت و جامعه انساني بهسوي صلح و امنيت پايدار و پويا است. دكتر احمدي‌نژاد بهدنبال شكستن اسطوره‌هاي سياسي است. از ديدگاه او درك مسأله و مشكل فلسطين درك و كيفيت «هولوكاست» است زيرا توجيه و چگونگي مصيبت بر يهوديان در اروپا و بهدست اروپايي‌ها مشروعيت اشغال فلسطين را توسط صهيونيست‌ها و غرب بهوجود آورد و به تأسيس نظام اسرائيل انجاميد. فلسطيني‌ها نه در جنگ اروپا و نه در كشتار يهوديان شركت داشتند و امروز مردم فلسطين هستند كه بايد از طريق رفراندوم سرنوشت خود را مشخص كنند. دوران انديشه‌هاي مادي مبتني بر خودخواهي و سيطرهطلبي پايان يافته است و بهتر است اين كشورها بهجاي دخالت در امور ديگران به مردم خود برسند چون دنيا نيازي به آن‌ها ندارد.

5) عليرغم تبليغات گستردهاي كه براي مخدوشكردن چهره دكتر احمدي‌نژاد از طرف دولتمردان و رسانه‌هاي امريكا تدارك ديده شده است، تحولات ارتباطات بينالمللي و جهاني، دگرگوني‌هاي زيرساختي اطلاعرساني، پيدايش شبكه‌هاي جديد رايو - تلويزيون در سطح جهاني، افزايش سرعت توليد و توزيع پيام بهطور مستقيم از طريق ماهواره‌ها، و بالاتر از همه آگاهي و علاقه مخاطبان دنيا به دريافت دست اول و صحيح از مراكز اخبار و گسترش و بهرهبرداري هرچه بيش‌تر عموم مردم از اينترنت، همه و همه ميدان عمل را براي رئيس جمهور ايران باز كرده و توازن و كنترل رسانه‌ها را كه مدت‌هاي طولاني در انحصار چند كشور غربي بهويژه امريكا بود متلاشي كرده است.

‌متانت و مهارت دكتر احمدي‌نژاد در ارتباطات عمومي و ابتكارات اطلاعاتي و مردمي او در حقيقت رئيس جمهور ايران را براي اولين بار به يك رسانه جهاني انساني ارتقا داده است. براي رسانه‌هاي امريكا و دنيا اولويت سخنراني و حضور دكتر احمدي‌نژاد در نيويورك بر نشست مجمع عمومي تقدم داشت. اختصاص خبرهاي روز و ستون مطبوعات به رئيس جمهور ايران نگراني و اضطراب فوقالعادهاي در مقامات امريكايي ايجاد كرده بود كه نظام امريكا كوشش داشت آن را پنهان نگاه دارد. جنگ سرد بين نظام امريكا و دكتر احمدي‌نژاد يك نبرد رسانهاي و اطلاعاتي است و تا امروز رسانه‌هاي امريكا هرچه كوشش كردهاند كه رئيس جمهور ايران را به تله بيندازند، خود بيش از همه به تله افتادهاند. دكتر احمدي‌نژاد در مدت كوتاه اقامت خود در نيويورك كوشش كرد از اين زيرساخت‌هاي اطلاعاتي و رسانهاي استفاده كرده و از طريق سازمان ملل و تريبون آن پيام خود را به جهانيان برساند و امريكا را در مقابل كشورهاي جهان قرار دهد. به روايت مطبوعات امريكا 500ميليون نفر سخنان احمدي‌نژاد را شنيدند، چيزي كه دهه‌هاي قبل براي سران دولت‌ها فقط يك آرزو و روِيا بهنظر مي‌رسيد. دكتر احمدي‌نژاد از بينيازي ايران به تسليحات هستهاي صحبت كرد و موضوع قرارگرفتن ايران و امريكا در مسير جنگ را كم اهميت دانست.

6) دكتر احمدي‌نژاد كاركرد نهادهاي مهم غرب را زير سؤال مي‌برد و آن‌ها را مورد استيضاح قرار مي‌دهد. حادثه دانشگاه كلمبيا يك اتفاق بزرگ بود كه خود احتياج به يك مقاله جداگانه دارد. آنچه در دانشگاه كلمبيا صورت گرفت حيثيت كل ادعاهاي نظام سلطه و دموكراسي مبتني بر ماديگرايي را به صحنه آورد و نشان داد كه در داخل امريكا يك سردرگمي بزرگ درباره نوع تعامل با ايران بهوجود آمده است.

‌مهرورزي، اعتماد به نفس، و تبحر سخنوري دكتر احمدي‌نژاد فوقالعاده است. او در سخنراني خود در مجمع عمومي سازمان ملل، اين نشست جهاني را به يك دادگاه بينالمللي تبديل كرد كه دادستاني آن را خود بهعهده داشت. در دانشگاه كلمبيا خونسردي و متانت و گذشت او تحسينآور بود. حضور او در كلمبيا بحث و گفتماني را در مجالس و محافل فرهنگي و علمي امريكا شروع كرده است كه به عقيده من سال‌ها ادامه خواهد داشت. در ملاقات با بيش از 70 نخبه برجسته امريكايي كه قريب به سه ساعت طول كشيد، دكتر احمدي‌نژاد نقش يك استاد باتجربه و متبحر را ايفا كرد. و در گفتوگوي خود با علما و دانشمندان اسلامي مقيم امريكا و در سخنراني خود در كليساي نيويورك با پيشوايان و رهبران ديني مسيحي و يهود نشان داد كه خاورميانه و ايران خاستگاه اديان الهي است و ايمان و عقلانيت منزلتي بس بزرگ در سنت اسلامي دارد. تكيه او بر خداپرستان، عدالتطلبان و مهرورزان بود

نوشته شده توسط مردمی در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 ساعت 18:40 | لینک ثابت |